
آیا تحلیل پرایس اکشن همان تحلیل تکنیکال است؟
جواب هم بله و هم خیر است. تحلیل تکنیکال توسط ویکیپدیا به عنوان یک روش تحلیل اوراق بهادار برای پیشبینی جهت قیمت از طریق مطالعه دادههای بازار گذشته، عمدتاً قیمت و حجم، تعریف شده است. با این حال، تحلیل تکنیکال میتواند و معمولاً شامل مجموعهای از مطالعات تکنیکال است، زیرا اساساً شامل هر چیزی است که دادههای بنیادی یا خبری نیست.
+++++++++++++++++++++++++++++
آیا همه این مطالعات تکنیکال، یعنی اندیکاتورها، الگوهای نموداری مختلف و غیره، مفید هستند؟واقعاً ضروری است یا ارزشش را دارد؟ چرا برخی از معاملهگران متقاعد میشوند که این مطالعات مختلف تحلیل تکنیکال، کلید موفقیت مالی در بازار است، در حالی که برخی دیگر فقط به استراتژیهای خام پرایس اکشن تکیه میکنند؟ در ادامه به این سؤالات و سؤالات دیگر خواهیم پرداخت...
چرا همه روشهای تحلیل تکنیکال یکسان نیستند؟
در حالی که ما تحلیلگران تکنیکال را به عنوان معاملهگران صرفاً مبتنی بر حرکات قیمت که بر خواندن حرکات خام قیمت در نمودارهای قیمت تمرکز دارند، ارج مینهیم و به آنها احترام میگذاریم، با این ایده که هر مطالعه تکنیکالی، مطالعه خوبی است، موافق نیستیم. در عوض، ما به چند اصل ساده اما مؤثر مبتنی بر قیمت پایبندیم و به نمودارها نگاه نمیکنیم و سعی نمیکنیم آنچه را که میبینیم با یک مثال تئوری کتاب درسی تطبیق دهیم، همانطور که بسیاری از سیستمهای معاملاتی مبتنی بر اندیکاتورهای تکنیکال محبوب انجام میدهند.
صدها الگو، تنظیمات اندیکاتور تکنیکال و غیره وجود دارد، معاملات تکنیکال حتی اگر به یک موضوع خاص/جایزه محدود شوند، میتوانند بسیار تصادفی باشند و اغلب، این روشهای تکنیکال به صورت گذشتهنگر تبلیغ یا به معاملهگران مبتدی ارائه میشوند.
متأسفانه، تکیهی زیاد بر اندیکاتورها و سایر روشهای تحلیل تکنیکال که عمدتاً عملکرد قیمت را نادیده میگیرند، اغلب منجر به شکستهای چشمگیر بلندمدت برای معاملهگران خرد میشود.
بسیاری از ابزارها یا روشهای تحلیل تکنیکال پر از چیزی هستند که من آن را نویز مینامم. این یعنی آنها شامل متغیرهای غیرضروری متعددی مانند اندیکاتورهای تکنیکال مانند rsi، stochastic، macd و تعداد بیشماری دیگر هستند.








